مسئولیت بین المللی آمریکا در نقض حریم هوایی ایران

 در گفت‌وگوی «حمایت»با دکتر محمودی استاد حقوق بین الملل بررسی شد؛
مسئولیت بین المللی آمریکا در نقض حریم هوایی ایران
    

ورود هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی به خاک ایران و به دام انداختن آن خبری بود که مدتی پیش در سراسر جهان واکنش های فراوانی را به همراه داشت.  موضوع از آن جا آغاز شد که یک هواپیمای بدون سرنشین حریم هوایی ایران را نقض کرد که متخصصان ایرانی آن را وادار به فرود کردند.

 نه تنها کشور آمریکا در این مورد هیچ گونه عذرخواهی نکرد، نکته جالب توجه این که درخواست باز پس دادن این پهپاد را به کشورمان داد. در ادامه بررسی حقوقی موضوع هواپیماهای بدون سرنشین از دیدگاه حقوق بین‌الملل، در دومین گزارش از این مجموعه به بررسی ورود هواپیماهای بدون سرنشین به خاک ایران و مسئولیت‌های آمریکا در قبال این اقدام می پردازیم.  دکتر سید‌ هادی محمودی، دکترای حقوق بین الملل، عضو هیات علمی پژوهشگاه هوا فضا و عضو مؤسسه بین المللی حقوق فضایی به سوال های «حمایت »در این خصوص پاسخ داده است.
 
هواپیمای بدون سرنشین آمریکا حریم هوایی ایران را نقض کرد و در اختیار ایران قرار گرفت، بدون آنکه مسئولیتی متوجه کشور آمریکا شود. از سوی دیگر هواپیمای حزب‌الله که به کشور صهیونیستی اعزام شده بود، با توجه به این که هواپیما در مالکیت ایران نبود، شکایت از ایران را به دنبال داشت. این برخورد دوگانه را چگونه تفسیر می‌کنید؟
مساله کاربرد هواپیماهای بدون سرنشین در سه مورد با ایران پیوند برقرار کرد: در مورد اول دولت ایران اعلام کرد یک فروند هواپیمای بدون سرنشین آمریکا از نوع RQ170 را که با نقض حریم هوایی ایران وارد مناطق شرقی کشور شده است در اختیار گرفته است.
هواپیمای مزبور از نوع هواپیمای نظامی است که حریم هوایی ایران را نقض کرده است، چراکه بدون رضایت ایران وارد قلمروی هوایی ایران شده است و طبیعتا آمریکا مرتکب یک عمل متخلفانه بین المللی شده و مسئولیت بین المللی دارد.  بنابراین اقدام ایران در باز پس ندادن هواپیمای مزبور در جهت جبران خسارت برای ارتکاب این نوع تخلف توجیه می‌شود. حتی انهدام کامل این هواپیما در همان لحظه کشف، توسط ایران در چارچوب اصل ضرورت به لحاظ حقوقی مشروع تلقی می‌شود.
ایران مانند هر کشور دیگری بر قلمروی هوایی خود حاکمیت مطلق دارد و می‌تواند به هر طریق ممکن و مشروع تجاوز به حاکمیت خود را متوقف کند.
مورد دوم مربوط به سرنگونی یک فروند هواپیمای بدون سرنشین توسط نیروی هوایی رژیم صهیونیستی در ماه اکتبر سال جاری میلادی بود. کمی بعد دبیر کل حزب الله لبنان اعلام کرد که اجزای این هواپیمای تجسسی بدون سرنشین که به‌ تازگی در خاک رژیم صهیونیستی سرنگون شده، در ایران ساخته شده و در لبنان مونتاژ شده است.
این واقعه به لحاظ حقوق بین‌الملل برای ایران مسئولیتی به همراه ندارد، چرا که صرف ساخت اجزای این هواپیما عمل ارتکابی را به ایران منتسب نمی‌کند. حتی اگر کل هواپیما نیز محصول ایران بود و دبیر کل حزب الله هم ادعا می‌کرد که ایران این هواپیما را فرستاده است مجددا فعل ارتکابی قابل انتساب به ایران نیست.
حال آنکه اساسا دبیر کل حزب الله فقط اعلام کرده که اجزای این هواپیما ایرانی بوده و حزب الله (لبنان) آن را فرستاده است.
بررسی واکنش سیاستمداران و مقامات ارشد نظامی ایران نیز حاکی از آن است که صرف ایرانی بودن هواپیما و یا حتی تحسین و تبیین توانمندی‌های کشور در این نوع فناوری نمی‌تواند به لحاظ حقوقی فعل ارتکابی را منتسب به ایران کند.
مورد سوم به چندین سال قبل بازمی‌گردد.  رژیم صهیونیستی پیش از این مورد نیز تجربه حضور هواپیمای‌های بدون سرنشین در قلمروی هواییاش را داشته است. در سال ۲۰۰۶ میلادی و در جریان جنگ رژیم صهیونیستی و حزب‌الله، حزب‌الله لبنان هواپیماهای بدون سرنشین تهاجمی ابابیل را که گفته می‌شود ساخت ایران بوده است به کار گرفت. در این خصوص قواعد حقوق بین‌الملل بشردوستانه حاکم است، چراکه در طول یک مخاصمه بین‌المللی رخ داده است. مجددا باید اظهار داشت که این اقدام نیز قابل انتساب به ایران نیست، کما اینکه ایالات متحده عمدتا تامین کننده هواپیماهای جنگی کشورهای متعددی است، اما به لحاظ حقوقی لزوما حملات این هواپیماها فرضا در جنگ کنگو و رواندا به آمریکا منتسب نیست.
 
مطابق حقوق بین‌الملل روند رسیدگی قضایی در این موارد چگونه است؟
در خصوص رسیدگی قضایی باید گفت که در مورد اول یعنی توقیف هواپیمای بدون سرنشین آمریکا توسط ایران، هیچ نهاد قضایی بین المللی صلاحیت رسیدگی به این قضیه را ندارد. تنها در صورت رضایت طرفین به رسیدگی قضایی، دیوان بین‌المللی دادگستری می‌تواند به قضیه رسیدگی کند که با توجه به اوضاع و احوال موجود خیلی بعید است که این اتفاق بیفتد و از آن جا که هواپیمای مزبور دولتی محسوب شده و کشوری نیست کنوانسیون شیکاگو در مورد آن اعمال نمی‌شود و طبیعتا مکانیسم‌ها و تسهیلات حل و فصل اختلافات این کنوانسیون در مورد آن تسری نمی‌یابد.  در مورد هواپیماهای بدون سرنشین لبنانی نیز چنین است، ضمن آنکه اساسا در این مورد ایران و آمریکا به لحاظ حقوقی طرفیتی ندارند.
در صورت وقوع حملات تهاجمی ‌توسط هواپیماهای بدون سرنشین و ارتکاب خطیرترین جنایات بین‌المللی یعنی جنایت جنگی جنایت علیه بشریت و نسل‌زدایی،  می‌توان در چارچوب اساسنامه دیوان بین‌المللی کیفری قضیه را مطرح کرد.  البته باید توجه داشت که این دیوان صرفا برای محاکمه اشخاص است و نه دولت‌ها و اساسا در مورد مثال‌های مطرح شده در باره ایران موضوعیت ندارد. اما به طور کلی، ارتکاب جنایات جنگی، جنایات علیه بشریت و ژنوساید از طریق هواپیماهای بدون سرنشین، به دیوان بین المللی کیفری اختیار می دهد تا در صورت احراز صلاحیت و قابلیت پذیرش دعوا مطابق با مفاد اساسنامه خود به آن دعوا رسیدگی کند. البته آمریکا ممکن است در چارچوب اعمال فرا سرزمینی قوانین ملی خود و به بهانه مقابله با تروریسم مساله را نزد دادگاه‌های ملی خود مطرح کند و بر خلاف مقررات و ضوابط حقوق بین الملل مبنی بر مصونیت دولت‌ها نزد محاکم ملی، طرح دعوا کند که تاکنون در این مورد چیزی شنیده نشده است.
 
با توجه به این که آمریکا از جمله کشورهایی است که از هواپیمای بدون سرنشین به‌عنوان ابزاری برای حملات مسلحانه استفاده می‌کند، راهکار حقوقی برای مقابله با این اقدام آمریکا چیست ؟
کشتار هدفمند توسط هواپیماهای بدون سرنشین مسایل حقوقی زیادی را مطرح کرده است. به طور مشخص اصول حقوق بشردوستانه از جمله اصل منع رنج بیهوده و اصل تفکیک نظامیان و غیرنظامیان و ممنوعیت استفاده از سلاح‌های ممنوع مورد توجه است.
 آمریکا مدت‌هاست که از هواپیماهای بدون سرنشین در مناطق مختلف از جمله افغانستان، پاکستان، یمن، سومالی و جیبوتی استفاده می کند. این نگرانی زمانی بیشتر می‌شود که بخشی از این هواپیماها توسط سازمان جاسوسی (سیا) این کشور کنترل و هدایت شود و نه نیروهای نظامی. آمارها حاکی از آن است که بسیاری از غیرنظامیان توسط این نوع هواپیماها کشته و مجروح شده‌اند.
از نقطه نظر حقوقی استفاده از نیروی مهلک در حقوق بین‌الملل ضرورتا در دو چارچوب می‌گنجد. یا باید در راستای اجرای حقوق باشد که قاعدتا در وهله اول باید بازداشت و دستگیری باشد و نه کشتن یا اینکه مطابق با حقوق بین الملل بشردوستانه یک مخاصمه مسلحانه باشد. بنابراین اجرای حقوق یا در چارچوب حقوق بشر در زمان صلح و جنگ یا در چارچوب اعمال حقوق بشردوستانه در زمان جنگ است.
 
موضع حقوق بین الملل در مورد این کشتارهای هدفمند آمریکا چیست؟
آمریکا مدعی است که در چارچوب جنگ با تروریسم در یک مخاصمه بین‌المللی قرار دارد و این مخاصمه تابع مجوزهایی است که در قالب اقدام های ضد تروریستی پس از حوادث 11 سپتامبر از سوی سازمان ملل اعطا شده است. اما نمی‌توان استدلال آمریکا را پذیرفت و همگان اتفاق نظر ندارند که حملات کنونی آمریکا در چارچوب دفاع مشروع و یا مجوزهای سازمان ملل است. بنابراین حقوق بشردوستانه همه اقدام های ضد تروریستی ادعایی آمریکا را پوشش نمی‌دهد. با وجود این، این گونه حملات باید تابع مقررات حقوق بشر از جمله ممنوعیت سلب خودسرانه حیات باشد. بنابراین کشتار هدفمند با استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین اصولا نمی‌تواند یک رویه قانونی باشد.
آمریکا بر این ادعاست که یک مخاصمه مسلحانه با گروه‌های تروریستی در جریان است و بنابراین مخاصمه مسلحانه غیر بین‌المللی به شمار می‌رود. یعنی این دیدگاه سنتی را تقویت می‌کند که مخاصمه مسلحانه آنجایی جریان دارد که شرکت‌کنندگان قرار دارند، درست مانند گسترش جنگ دوم جهانی. بنابراین مخاصمه هم در زمان و هم در مکان گسترش پیدا می‌کند.
معنای این استدلال آن است که اگر دشمنان هدف، از افغانستان به پاکستان، یمن یا سومالی در حرکت باشند تا زمان پایان مخاصمه آنان همچنان دشمن تلقی شده و می‌توانند هدف قرار گیرند. همچنین موضع آمریکا چنین است که تروریست‌هایی که در مناطق امن مخفی می‌شوند از حمله مصون نیستند.در پاسخ باید اذعان داشت که درگیری مسلحانه به میل یک طرف مخاصمه آغاز و پایان نمی‌یابد، بلکه از معیارهای عینی پیروی می‌کند. آستانه حمله مسلحانه فارغ از مرزهای جغرافیایی است. حمله مسلحانه شامل دو بخش است: حمله مسلحانه بین المللی و حمله مسلحانه غیر بین المللی. در مورد حمله مسلحانه بین المللی، ماده 2 مشترک کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو 1949 قابل ذکر است، یعنی به طور خلاصه وقوع درگیری مسلحانه میان نیروهای مسلح کشورها در هر سطح. در مقابل ماده 3 مشترک کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو 1949 در مورد مخاصمات مسلحانه غیر بین‌المللی حاکم است. ماده مزبور این نوع مخاصمه را تعریف نمی‌کند. با وجود این حقوق بین الملل عرفی آستانه وقوع مخاصمه مسلحانه غیر بین المللی را خشونتی تلقی می‌کند که مداوم، فشرده نظام‌مند و سازمان‌یافته باشد. مطابق این مقرره بین المللی هم باید گروه‌های سازمان‌یافته وجود داشته باشند و هم این گروه ها در حال مبارزه مسلحانه باشند.   با وجود این مخاصمات مسلحانه غیر بین‌المللی چیزی بیش از خشونت محدود، تظاهرات و آشوب است. این در حالی است که کشتار هدفمند با هدف حداقل خشونت برای کشتن یک فرد مشخص است. بنابراین کشتار هدفمند در چارچوب مخاصمه مسلحانه بین‌المللی نیست و در مورد آن باید ضوابط حقوق بین‌الملل بشر اعمال شود.


/ 0 نظر / 5 بازدید