حقوق شهروندی از منظر اسلام

چکیده

حقوق شهروندی منعکس کننده آرمان جهانی عدالت و جامعه ای است که در آن هر انسانی بتواند
 از زندگی شرافتمندانه ی همراه با صلح، امنیت و رفاه برخوردار گردد. و این حقوق همزاد با پیدایش
 انسان بوده و با وجود او به وجود آمده است چرا که انسان موجودی است که کرامت ذاتی را از
 آفریدگار خویش به ارمغان گرفته است.

این پژوهش با عنوان «حقوق شهروندی از منظر اسلام» درصدد شناخت حقوق طبیعی انسان در دین
 اسلام است که بسیار گسترده تر از حقوق طبیعی مطرح در مکتبهای غربی است. از دیدگاه اسلام و
 قرآن، آفرینش جهان دارای غایت است و این غایت همان کمال انسان است و رسیدن به این هدف
 نیازمند برآورده ساختن خواسته های طبیعی و جسمانی است. چرا که تکامل شایسته انسان هنگامی
کاملاً تحقق پیدا می کند که در درون جامعه ای سالم و متناسب با کرامت  و شخصیت خود زندگی کند.

      در این مقاله ابتدا به بحث درباره ارتباط بین عدالت و حقوق شهروندی و ویژگیهای حقوق شهروندی
در اعلامیه جهانی حقوق بشر و بیان مفهوم حقوق در جامعه غربی پرداخته شد و سپس دیدگاه اسلام
درباره حقوق شهروندی مطرح گردید.

      و در پایان نتیجه گرفته شد که دین اسلام کاملترین دین هاست و حق و حقوقی جامع و کامل برای
 انسانها قایل شده است که اعلامیه جهانی حقوق بشر فاقد این جامعیت می باشد.

واژه های کلیدی: قرآن، شهروند، عدالت، اسلام.

 

1- مقدمه

      حقوق شهروندی به منظور ایجاد توازن در شخصیت، آسایش خاطر و اجتناب از مورد سوء استفاده
 قرار گرفتن  و نادیده گرفته شدن انسانی توسط دیگران، بسیار حیاتی می باشد. و انتخابها، رفتار، ارزشها
و نیازهای مشروع و به حق انسانها را روشن می گرداند. هیچ اهمیتی ندارد که انسانها در چه سن و سال
و موقعیتی باشند، همه افراد ارزشند و قابل احترام می باشند. آگاهی یافتن از حقوق شهروندی کمک می کند
 تا ما از عقاید کهنه و باز دارنده  و غیر سازنده پیشینیان رهایی یافته و زندگی را پربارتر، منطقی تر، و
هدفمندتر پیش ببریم.

          انسان دارای دو بعد است بعد مادی و معنوی. و موجودی که دو بعد دارد تکالیفی نیز بر او واجب
 می شود که در جهت رشد و تکامل اوست. اگر در کاری مفسده است، خداوند انسان را از آن عمل
نهی می کند، و اگر در کاری خیر وجود دارد انسان را به انجام آن ترغیب می کند. پس تمامی دستورات
 باریتعالی، همه اش در جهت رقاء و تکامل انسان است. از آنجایی که انسان موجود عقلانی است عقل
حکم می کند که اشرف مخلوقات دارای حقوق فردی و عمومی باشد. و حقوق شهروندی همان رفتار
مدنی، ادب و ملاحظه و نوع دوستی و وظیفه شناسی است.

2- رابطه عدالت و حقوق شهروندی

                   عدالت در لغت به معنی مساوات و عدم افراط و تفریط می باشد (دهخدا، 1341، ص121) و
در اصطلاح عبارتست از دادن حق هر صاحب حق و گذاشتن هر چیز در جای خود می باشد.
(نهج البلاغه، حکمت 437) از جمله مفاهیم مرتبط با حقوق شهروندی، عدالت است که در اسلام از اهمیت
 ویژه ای برخوردار می باشد، خداوند در این باره می فرماید: Pلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ
 وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ O  (حدید/25) تأمل در سیره و
روش امام علی (ع)  در پنج سال حکومتش به روشنی نشان می دهد که آن حضرت مانند مولایش
 رسول خدا (ص) در اجرای قانون و پاسداری از حکومت اسلام دقتی بسیار داشته و با تمام توان کارگزاران
 را به اجرای عدالت و قانونگرایی فرا می خوانده است.

      کوتاه ترین راه برای دستیابی به عدالت اجتماعی، وجود انسان های عادلی است که نهاد آنان
 مزین به ملکه عدالت گشته است و راه پر پیچ و خم رسیدن به عدالت جمعی را به دور از دل نگرانی
 شیوه های سازمانی پیچیده امروزی طی می نمایند. در این مفهوم انسان های عادل همانند مهره های
شطرنج تلقی می شوند که بدون نیاز به بازیگری در صحنه، خود جابجا می شوند و بازی را پیش
می برند. انسان عادل  به تمام ابعاد و شاخص های عدالت آشناست و تمام آنها را در اعمال و گفتار
و کردار خویش رعایت می نماید. در پی احقاق حقوق خویش است و به خوبی با حقوق خود و
 سایرین آشناست، به قوانین عمل می کند و سعی در ایجاد توازن و برابری در جامعه دارد.

      از این روست که جهان هستی بر پایه عدل و داد در حرکت است  و عدالتی که نفس انسان
 فطرتاً با آن آشناست، روحیه و نیرویی است که همواره متعادل عمل می کند و مطابق حق و واقعیت
 پیش می رود و دائماً تابع حق و قانون است. (میردامادی، 1374، ص30)

        آنچه به حقوق اعتبار و توان مادی می بخشد، اراده دولت است. به همین دلیل دولتی پایدار
می ماند که اقامه عدل کند. ولی امروزه عدالت برای حقوقدان، آرمانی است که قوانین باید از آن الهام
 بگیرد. یعنی، دو مفهوم حقوق و عدالت، در عین حال که با هم پیوند نزدیک دارند، از هم جدا شده اند
 چرا که نظمی که به وسیله  حقوق برقرار می شود، پیوسته در حال حرکت و تحول است  و به سوی
 کمال می رود، کمالی که غایت آن عدالت و نیکی است.     

       حقوق شهروندی بر پایه حقوق انسانی و حقوق انسانی بر پایه برابری انسانها استوار است. زیرا
 حقوق و عدالت دو همزاد تاریخی اند. (جمشیدی، 1377، ص355)

       قاعده ای را که مردم با عدالت منطبق ندانند به میل و رغبت اجرا نمی کنند. انسانها در همه جا
 و در هر حال طالب اجرای عدالت هستند. عدالت در بعد قانونگذاری و حقوق به معنی جلوگیری
از استنباط تبعیض آمیز از قانون است. به طور کلی تحقق عدالت در هر جامعه مستلزم تحقق دو امر
 لازم و حتمی؛ یعنی دادخواهی و آزادی دفاع است.

       اجتماعی که می خواهد باقی بماند باید متعادل باشد بدین معنا که همه چیز در آن به قدر لازم
وجود داشته باشد و نهادهای مختلف در آن شکل گیرد، مانند نهادهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی،
 مدیریتی، قضایی، تربیتی و ... فعالیت و کارها به نحو شایسته در میان افراد جامعه تقسیم شوند و
 برای هر کدام به قدر لازم افراد گماشته شود، در تعادل اجتماعی باید میزان احتیاجات در نظر گرفته
 شده و متناسب با آن نیرو و خدمات ارائه گردد به گونه ای که مصالح کل اجزاء در نظر گرفته شود
 تا نظام کل جامعه حفظ گردد. (مطهری، 1388، ص46)

     در صورت توجه به بخشهای مختلف نظام اجتماعی، یک نوع پویایی در جامعه شکل می گیرد
 و برخورد عادلانه با همه قشرها و توزیع عادلانه و منصفانه امکانات میان همه نهادها در جامعه و
سازمانهای اجتماعی باعث می شود که طبقات مختلف در سایه عدالت به بقا و حیات خود ادامه دهند.

                  حقوق واژه عربی از ماده «حق» و به معنی ثبوت، ضد باطل و موجود ثابت، یا وجود ثابتی
 که در آن انکار نباشد. (قیّومی، 1372،ص 143) حقوق شهروندی به مجموعه قواعدی گفته می شود که بر
 روابط اشخاص در جامعه شهری حکومت می کند. از این رو، موضوع آن چگونگی روابط مردم شهر،
 حقوق و تکالیف آنان درباره یکدیگر و همچنین در برابر جامعه می باشد.

                  شهروندی سطح برقراری ارتباط با نهادهای جامعه و توانایی تحلیل مسائل اجتماعی،
سیاسی، فرهنگی، و اقتصادی همراه با مراقبت از محیط زندگی خود است. (نجاتی حسینی، 1380، ص7)

یک شهروند دارای حق هایی در شهر خود می باشد که در این قسمت به بیان مواردی از این حقوق
اشاره شده است که عبارتست از:

ألف- حقوق مدنی: قانونی است که اساسی ترین قواعد قانونی حاکم بر ارتباطات اشخاص با یکدیگر
 در جامعه را در بر دارد که از برجسته ترین حقوق مدنی یک شهروند آزادی بیان، آزادی عقیده، آزادی
 مالکیت، آزادی رفت و آمد، دسترسی شهروندان به مسؤلین شهری و نظارت بر عملکرد آنان، عدم تبعیض
 و انعکاس نظرات واقعی مردم در وسایل ارتباط جمعی  می باشد.

ب- حقوق اجتماعی: از مهمترین این حقوقها حق تشکل سازمانها و انجمن، بیان و برآورده سازی
مطالبات اجتماعی، برخورداری از بهداشت عمومی، برخورداری از حمایت قانون، برخورداری از
 رفتار برابر در مقابل دستگاه قضایی، ممنوعیت شکنجه و اجبار، دست مزد عادلانه، استراحت، تفریح
 و اوقات فراغت، زنان در برخورداری از حقوق برابر با مردان، برخورد مبتنی بر کرامت انسانی، رعایت
 حقوق طبیعی از طرف حکومت و برخورداری از آزادی تجمع برای اعتراض مسالمت آمیز و حقوقی است.

ج- حقوق سیاسی: از اهم حقوق سیاسی حق دسترسی برابر به مناصب حکومتی، حق برخورداری
از مشارکت سیاسی نهادمند، حق تشکیل حزب برای شرکت در تصمیم سازی سیاسی، حق برخورداری
 از انتخابات منظم ادواری، برخورداری از حق عزل حاکمان از طریق مکانیسم های دمکراتیک، حق داشتن
امنیت سیاسی و حق نقد حاکمان از طریق نهادینه سازی آزادی بیان است.

3- حقوق شهروندی در اعلامیه جهانی حقوق بشر

       اصطلاح حقوق شهروندی اولین بار در اعلامیه جهانی حقوق بشر و شهروندی 1789
 فرانسه مطرح شد. این اعلامیه دارای یک مقدمه و سی ماده است که مقدمه آن متضمن سلسله
مفاهیم  و اندیشه های بنیادی است که در آن وحدت افراد بشر، کرامت انسانی، و شناسایی حقوق
 ناشی از آن را اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان می دانند و ظهور جهانی را که در آن، افراد بشر
 در بیان عقیده آزاد، و از ترس و فقر رها باشند، بالاترین آمال بشری اعلام می نمایند. حقوق بشر
یعنی آنکه جان و مال آدمی آزاد باشد و او بتواند با زبان قلم با دیگران سخن بگوید. و حقوق بشر
 یعنی آنکه نتوان کسی را بدون حضور یک هیأت منصفه متشکل از افراد مستقل به مجازات محکوم
 کرد، یعنی آنکه محکومیت کیفری بر حسب مقررات قانون صورت می پذیرد، یعنی آنکه انسان بتواند
با آرامش خاطر به هر دینی که خود برمی گزیند متدین شود.(بسته نگار،1380،ص25)

       حقوق بشر در مراحل نخستین خود به تبیین جنبه های از زندگی فردی پرداخته بود که می بایستی
 از مداخله دولتها در امان بماند اما در مرحله دوم کم کم این اندیشه مطرح شد که التزام دولت به عدم
 مداخله کافی نیست بلکه در مواردی دولت باید اقداماتی برای تحکیم حقوق و آزادی های فردی انجام
دهد. به همین دلیل نظام بین المللی حقوق بشر با تعیین حدود آزادی های فردی، دولت ها را  به رعایت
 حریم آن آزادی ها موظف کرده است. 

     4- حقوق شهروندی در غرب

    اصول حقوق شهروندی در دوره رم باستان و یونان تا قرن هجدهم میلادی، به صورت مکتوب،
 مدون و جامع نبوده است. حقوق باستان به شدت فلسفی بوده است. از همین رو ارسطو بنیانگذار
 و نظریه پرداز حقوق مردمان سرزمین یونان است. در آن دوران شهروندان در مقابل بیگانگان و بردگان
قرار می گرفته اند که از حقوق کامل برخوردار بوده اند؛ افکار آنان به شدت اشرافی زاده و طبقاتی بود
 که برابری در آن معنایی نداشت.

      در قرون وسطی نیز، همراهی روحانیون مسیحی با حکام ظالم و فئودالها، بدترین حق کشی ها رخ داد.
 آنان در دادگاه های خود کرامت انسانی را لگدمال می کردند. مفهوم حقوق شهروندی در تحولات اروپا
 و پس از قرون وسطی با اعلامیه جهانی حقوق بشر در فرانسه تغییر کرد.

                آزادی های مشروع در غرب بر اساس مکتب لیبرالیسم[1] تعریف شده است. لذا مفهوم
 فلسفی آزادی با اصل حاکمیت اراده توجیه می شود. بر این مبنا، اروپائیان پس از گذراندن دوران
فشارهای ناشی از حاکمیت کلیساهای فاسد و حکومت های ظالم، با تأکید بر حقوق طبیعی، بنیان حقوقی
 را نهادند که از گزند حکومتها در امان بماند. بر این اساس انسانها بر اساس لیاقتها و فضائلی که دارند،
 از این حقوق بهره مند می شوند. اما علیرغم این مبنای طبیعی و غیرقابل سلب، این حقوق در قانون
 تعریف می شوند و از این طریق قابل اجرا و دارای ضمانت خواهند بود.

                 دیدگاه دیگری که درباره حقوق در جامعه غربی وجود دارد این است که تشکیل حکومتها
 نیاز به توافق اعضای بالغ جامعه دارد و حدود و اختیار دولت و مردم بر اساس این توافق تنظیم می شود.
 از آن رو مردم حقوق مطلق ندارند و نمی توانند حکومت مطلق نیز ایجاد کنند. زیرا حقوق بشر و
اسناد مربوط به آن، با پذیرش دولتها تحقق پیدا می کند و وجود حقوق فرای حقوق ملی و اراده دولتها
 در این اندیشه منتفی است.

5- حقوق شهروندی در اسلام

      در تمامی مذاهب از جمله زرتشت، یهود و مسیحیت از حقوق انسانها سخن گفته شد. و اولین
 اعلامیه ای که
در جهان راجع به این امر تنظیم شده است از طرف کوروش کبیر[2] بود که برده داری را ممنوع
اعلام کرده و به
بازگرداندن همه اسیران و بردگان به سرزمین های متبوعشان، دستور داده است. کوروش  با این
کار کشور خود را از بردگی نجات داد. اما بهترین و عالی ترین شکل تدوین قوانین  مربوط به این
 حقوق را در دین والای اسلام می توان یافت.

       اسلام به عنوان یک دین آسمانی با وجود ستم و سیاهی روزگار و برخورد با تمدن های پیرامونش
 اصیل و دست نخورده است. و قرآن کتاب هدایت همه انسانهاست. توحید اسلام توحید آزادی و
آزادگی است، و توحید تنها شکلی از خداپرستی است که به انسان یقین، آرامش و امید می بخشد و
او را متعهد می سازد. اسلام آئینی است که مردم را از بندگی افرادی مانند خودشان نجات می دهد  و
آن ها را منحصراً بنده ی خدا می سازد. (شریعتی، 1348، ص82)

      مبانی حقوق در اسلام، اندیشه های انسان شناسانه و جهان بینی خاصی است که تا به آنها توجه
نشود، نه فلسفه احکام شناخته می شود و نه حدود اجتهاد معلوم می شود و نه شناخت و اجرای حکم
 میسّر خواهد شد. پذیرش مسؤلیت انسان در برابر خداوند و رابطه عبودیت در تعیین حدود حقوق
 انسان بسیار مؤثر است. اما اثبات وجود حقوقی مشترک برای جمیع افراد جامعه، نیاز به اثبات حقیقت
و ذات مشترک این انسانها دارد.

       اسلام تعالیم بسیار عمیقی در مورد رعایت حقوق انسانها، حیوانات و حتی گیاهان و محیط زیست
دارد. در اسلام بر روی حقّ الناس تأکید ویژه ای وجود دارد به طوری که برحقّ الله مقدم شمرده شده
است. در روایات اسلامی آمده است که خداوند از حق خود می گذرد اما از حقّ الناس هرگز. حتی در
مورد غیر مسلمانان نیز اگر قصد فساد و عناد با اسلام نداشته باشند، اسلام اجازه تجاوز به حقوق آنان
را نمی دهد. بنابراین باید دقت داشت که اسلام خود بزرگترین حامی و واضع حقوق بشر است و مشکلی
با این قضیه ندارد. اما نکته اینجاست که در برخی بندهای اعلامیه جهانی حقوق بشر، مواردی از قبیل
آزادی زن و مرد در ازدواج حتی مسلمان با غیر مسلمان، تساوی مطلق زن و مرد در حقوق و ارث و
 دیات و... وجود دارد که در تضاد با برخی از احکام دین مبین اسلام است. پس آنچه که برای اسلام
مهم است احیای حقوق بشر در پرتو حق است نه چیز دیگر. (بسته نگار، 1380، ص51-56)

      اولین مدعی حقوق بشر، خداوند عزّوجل است. پس اصل هر حقی از جانب خداست و اوست
 که بر اساس مصالح و حکمتها، حقوقی را برای همه قرار داده است. (مصباح یزدی، 1388،ص134)

       فطرت، حقیقتی یکسان و همگانی در میان انسانهاست که آنها را به سوی کمال و حقیقت سوق
 می دهد و جامع حقیقت انسانی است. بر اساس نظریه فطرت، انسان دارای ادراکات و گرایشات فطری
است. بر این اساس نمی توان انسانها را ظروفی خالی تصور کرد  چرا که فطرت ویژگی های عمده ای
دارد که برای اثبات حقوق بشر و شهروندی ما را به هدف می رساند.

      حقوق اسلامی تنها از عقل و وجدان سرچشمه نمی گیرد، بلکه آمیخته با وحی و الهام است که از
طرف خداوند توسط انبیاء به بشریت ابلاغ می گردد، در اندیشه اسلامی تنها خداوند از مصالح و مفاسد
کارها، و روابط و پیوستگی های امور آگاهی دارد، و در قانون گذاری تحت تأثیر هواها و خواسته های
 نفسانی قرار نمی گیرد چون بی نیاز و غنی مطلق است. برای دریافت قوانین الهی چهار مرجع صلاحیتدار
یعنی قرآن، سنت، اجماع و عقل وجود دارد که مهمترین خاستگاه حقوقی در اندیشه اسلامی همان قرآن
کریم است زیرا تجددی را که بشریت در عرصه ارتباطات فردی، اجتماعی، سیاسی و بین المللی بدان نیازمند
 هستند را به بهترین صورت برای جوامع بشری به ارمغان آورده است.

در اینجا به بررسی برخی از حقوقی که در کتاب وحی با دلایل محکم به آنها اشاره شد می پردازیم:

ألف- حکومت و خلافت از آن مردم است: با توجه به مفهوم این دو آیه Pوَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکَةِ
اسْجُدُوْا لآِدَمَ O (بقره/34) و Pثُمَّ  جَعَلْنَاکُمْ خَلاَئِفَ فِی الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ
کَیْفَ تَعْمَلُونَ O (یونس/14) در می یابیم که خداوند انسان را به قوه شناخت و معرفت آراست تا
از دیگر موجودات متمایز شود و همین امتیاز او را اشرف مخلوقات این جهان کرده است؛ انسان با استفاده
 این نیرو توانسته است همه نیروهای رها شده ی طبیعت را در اختیار خود بگیرد و همین گوهر عقل و
معرفت است که او را موجودی تمدن ساز و فرهنگ ساز کرده است.

ب- حق کرامت، برابری و مساوات: کرامت، حیثیت والای انسانی است که از مراعات حقوق خویشتن
 و دیگران و انجام تکالیف و وظایف، با استناد به احساس عمیق وجدان انسانی که خداوند متعال بعنوان
بزرگترین عامل ترقی و تعامل در نهاد انسانها به ودیعت نهاده است سرچشمه می گیرد. با در نظر گرفتن
مفهوم این دو آیه Pوَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِنَ الطَّیِّبَاتِ
 O (إسرا/70) و Pیَاأَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِن ذَکَرٍ وَأُنثَى‏ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ O  (حجرات/13) می یابیم که تمام افراد بشر از
 لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند و تنها ملاک برتری تقواست.

ج- حق حیات: حیات موهبت الهی است و هیچ کس مجاز نیست که این حق را از دیگران سلب کند،
 اگر کسی این حق را از دیگران سلب کند علاوه بر استحقاق عقاب اخروی و خلود در جهنم در دنیا نیز
 محکوم به اعدام است و به خاطر ارج نهادن به حیات انسان ها، حیات عمومی جامعه را در پرتو اجرای
 قانون قصاص، ثابت و و پابرجا می داند؛ چون در دین اسلام مرگ و حیات حتی یک فرد به قدری ارزشمند
 و مقدس است که با حیات و مرگ تمام افراد جامعه برابری می کند. هیچ فرد یا مجموعه ای نمی تواند
 این حق را از فرد سلب کند و یا به جسم و روح انسان آسیب برساند. چرا که خداوند متعال می فرماید:
 Pلاَ تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیماً O (نساء/29)

د- آزادی مذهب و عقیده: با توجه به معنای این آیه Pلاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ
الْغَیِّ O (بقره/256) در اندیشه های اسلامی باورهای دینی و اعتقادات مذهبی امر قلبی است که اجبار و
 اکراه در آن معنایی ندارد. زیرا که اسلام برای پاسداری از ایمان و باورهای قلبی تقویت معرفت دینی را
پیشنهاد می کند، نه سلب آزادی و عقیده و مذهب را با جبر و اکراه. زیرا اعتقاد انسان به امری مبتنی بر
تفکر آزاد، احساس و خواسته های دل،  تقلید از پدر و مادر و تأثیر محیط می باشد. (داعی نژاد، 1389، ص131)
در اسلام انسان موظف است که حیات خود خصوصاً زندگی دینی خود را بر اساس تفکر و اندیشه بنا
 نهد و برای اعمالش دلیل و حجت بدست آورد و اعتقاد به اسلام و حقانیت آن نیز اگر از راه تفکر نباشد
 ارزشی ندارد. این همه تأکید برای آن است که اسلام در پرتو بهتر اندیشیدن، بهتر درخشیده و آزادی
اندیشه نه تنها به زیان اسلام نیست بلکه با اندیشه و تفکر، حقیقت اسلام تابناکتر می شود.

هـ- حق رفاه و آسایش و امنیت: آنچه که از مفهوم آیه های Pوَلَقَدْ مَکَّنّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا
لَکُمْ فِیهَا مَعَایِشَ قَلِیلاً مَاتَشْکُرُونَ O (اعراف/10) و Pهُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً
فَامْشُوا فِی مَنَاکِبَها وَکُلُوا مِن رِزْقِهِ وَإِلَیْهِ النُّشُورُ O (ملک/15)  برمی آید این است که شهروندان
 حق دارند در یک محیط امن و با آرامش از مواهب هستی بهرمند گردند و به طریق دلخواه خود به کسب
 و کار بپردازند. دین اسلام به مالکیت خصوصی و حق همگانی در بهره برداری از منابع طبیعی تأکید
فراوان دارد. از دیگر حقوق شهروندان تأمین امنیت ایشان در زمینه های مختلف مالی، جانی، کاری، حقوقی
و شخصیتی می باشد. در آیات قرآن کریم از ظلم و تعدّی به هر صورتی که باشد نهی شده است. ذات
 باریتعالی در این باره می فرماید: Pَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّى‏
تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى‏ أَهْلِهَا ذلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ O (نور/27)

      از دقت و تدّبر در همه این آیات یافتیم که نگاه دین اسلام به حقوق، زوایای دقیق و حکیمانه ای
را از دین و تکالیف دینی به نمایش گذاشته، که در همه بحث ها انسان را به رعایت حقوق دیگران در
 پرتو حقّ الله تشویق و در نتیجه جامعه انسانی را به سوی کمال و کرامت مطلوب خود هدایت می کرد.

6- نتیجه

در این مقاله به حقوق شهروندی در دین مقدس اسلام پرداخته شد و نتایج و رهیافت های ذیل به
 دست آمده است:

1- جامعه انسانی را نمی توان به مانند موجود واحد زنده ای فرض کرد که از طریق نیروی هدایت
 کننده دولت، در جهت خیر و صلاح هدایت می شود. در جامعه، ارزشها و نقشها و خلاقیت های ا
جتماعی در وجود افراد به ظهور می رسد و رشد آن به نوبه خود از هدفهای اصیل و قابل توجه
زندگی انسانها است.

2- اسلام حقوقی را برای فرد برشمرده است که توجه به آنها می تواند، شناخت و بصیرت انسان
را برای ایجاد ارتباط درست و منطقی با دولت و همچنین در ارتباط با افراد دیگر اجتماع، افزایش دهد
 و موجب سلامت و اعتدال جامعه گردد.

3- در جامعه اسلامی رعایت حق و عدالت، اساس نظام اجتماعی است. چرا که اسلام دینی است
 که بنیان آن بر اساس تعادل شکل گرفته، به همین جهت انسانها را از افراط و تفریط در همه شئون
زندگی برحذر می دارد، تا آنچه مربوط به امور فردی انسان می باشد، در آن تعادل برقرار گردد.  

 4 - طبق اعلامیه حقوق بشر در مورد حقوق شهروندی هر امری که توسط قانون منع نشده است،
 نمی توان از انجام آن جلوگیری نمود و نمی توان کسی را به انجام آنچه که حکم نشده، مجبور ساخت.

5- دین اسلام مجموعه ای از بایدها و نبایدها را برای تأمین و حفظ حقوق انسانی تدوین کرده است،
که بایدها راه تأمین حقوق و نبایدها نشان دهنده موانع و آفات حقوق هستند.

 

 

 

منابع

1- قرآن کریم.

2- نهج البلاغه، 1380، ترجمه سید جعفر شهیدی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

3- بسته نگار، محمد، 1380، حقوق بشر از منظر اندیشمندان، تهران، شرکت سهامی انتشار.

4- جمشیدی، محمد حسین، 1377، اندیشه های سیاسی شهید رابع امام سید محمد باقر صدر،
تهران، مؤسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه.

5- داعی نژاد، سید محمد علی، 1389، ایمان و آزادی در قرآن، تهران، انتشارات کانون اندیشه.

6- دهخدا، علی اکبر، 1341، لغت نامه دهخدا، ج34، تهران، چاپخانه دولتی ایران.

7- قیّومی، احمد، 1372، مصباح المنیر، ج1، قم، دارالهجره.

8- مصباح یزدی، محمد تقی، 1388، نظریه حقوقی اسلام، به نگارش محمد مهدی نادری قمی
و محمد مهدی کریمی نیا، چ3، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).

9- مطهری، مرتضی، 1388، عدل الهی، تهران، انتشارات صدرا.

10- میردامادی، سید عبدالمجید، 1374، عدالت در روابط بین الملل و بین ادیان از دیدگاه
اندیشمندان مسلمان و مسیحی
، تهران، انتشارات بین المللی الهدی.                     

11- نجاتی حسینی، سید محمود،1380، مقاله جامعه مدرن، شهروندی و مشارکت، فصلنامه
 مدیریت شهری، شماره 5.                                                                                 http://www.noandishaan.com

 

[1] - در عقاید این مکتب معیار تشخیص خوب و بد خود انسان است.

[2] - پادشاه بزرگ ایران باستان.

 

نویسندگان: دکتر ابراهیم فلاح استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری

 صدیقه نصیری خلیلی دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عرب

/ 0 نظر / 12 بازدید